شازده ،گربه سیاه موبلند
درست یک هفته قبل، طبق برنامه ی هرروز صبح، ساعت ۶:۴۵ دقیقه وقتی برای غذا دادن گربه های کوچه بالایی محله مان رفتم،متوجه یگ گربه ی سیاه موبلند چشم سبز دست وپا کوتاه و گوش کوچولو کنار پیاده رو شدم که تابحال آن را ندیده بودم.با اینکه خیلی عجله داشتم که درترافیک اول صبح گیر نکنم وسریع به سمت اداره حرکت کنم،رفتم نزدیکش وانگار نه انگار که یک آدمیزاد به او نزدیک شده وهیچ عکس العملی نشان نداد (برعکس گربه های دیگر که از دو کیلومتری آدم، فرار می کنند که البته حق هم دارند)، خیلی آرام او را بغل کردم و آوردم کنار اتومبیل و بهش غذا دادم واو خیلی با ولع غذا را خورد، معلوم بود که خیلی گرسنه بوده.خلاصه چون نمی تواستم نه او را آن موقع صبح، به خانه ببرم و نه به محل کارم در همانجار او را رها کردم و تا بعد از ظهر که برمی گشتم دایم تو فکرش بودم که نکنه بره زیر ماشین یا کسی اونواذیت کنه ،چون خیلی خیلی اهلی هست .متاسفانه از این آدمهای بی انصاف و بی رحم در کشورمان به وفور یافت می شود که با حیوانات مانند اسباب بازی رفتار می کنند و هر وقت که دلشان نخواست آنها را ازمحلی که سالها به آن عادت کرده اند بیرون می کنند.خوشبختانه وقتی از سرکار برگشتم ،دیدم همانجا نشسته ،دلم طاقت نیاورد و با خودم آوردم که یا در کوچه و یا در حیاط منزل بزارم که همانجا عادت کنه که هر روز بهش غذا بدم.ولی گربه یبیچاره ،اینقدر ازمحیط بیرون وحشت داره که اصلاً نه درحیاط و نه در کوچه لحظه ای نماند و دنبال من هر جا می روم می یاد.خلاصه آوردمش خونه، ولی کارن، سگ شیطون من، که اینقدر فضول که خدا فقط می دونه، نمی ذاره که تو خونه رهاش کنم و دایم با هم جنگ دارند.خلاصه اگه کسی واقعاً عاشق نگهداری ازیگ گربه ی سیاه ،با دست و پای سفید ،موبلند، با یک دم پشمالو،چشمای سبزبراق وخیلی ساکت است، این گربه که اسمش رو هم گذاشتم شازده ،چون واقعاً مثل یک شازده می مونه، به من خبر بده. من خودم خرج واکسن، شناسنامه وحتی اگه خواستید غذاشوم هم می دم.ولی به کسی واگذارمی کنم که بدونم واقعاً دوستش داره وبه من اجازه بده که چند وقت یک بارشازده روببنیم.اگه هم کسی پیدا نشد،مجبورم که تو کوچه رهاش کنم وامید داشته باشم که همینجا بمونه ومن هرروز بهش غذا بدم.

ادامه مطلب